۱۴۰۱ مرداد ۷, جمعه

آنها به چه می اندیشند و ما در کجا گیر کرده ایم؟

عربستان می خواهد در بیابانهایش یکی از مدرنترین شهرهای دنیا را بسازد. این شهر که قرار است ۲۰۰ متر پهنا و ۴۹۰ متر بلندی داشته باشد به درازای ۱۲۰ کیلومتر خواهد بود و میلیونها آدم را در خود جای خواهد داد. برخی این ایده را تحسین می کنند و آن را نشانه آینده نگری سران سعودی بویژه محمد بن سلمان می دانند. بسیاری نیز آن را بلند پروازانه و خیالی می دانند و بر این باورند که چنین طرحی هیچگاه در عمل پیاده نخواهد شد.

ولی حتی اگر این ایده یک خیال پروازی غیر واقع بینانه هم باشد، باز هم این پرسش را در ذهن آدم ایجاد می کند که آنها در اندیشه چه هستند و آخوندهای واپسگرا و کهنه پرست حاکم بر ایران به چه می اندیشند!

آنها دارند با به کار گرفتن پیشرفته ترین فناوری های دنیا، آینده را از همین اکنون می سازند و یا دستکم ایده آن را در سر خود می پرورانند. و آخوندهای دزد و بی وطن هنوز در ۱۴۰۰ سال پیش مانده اند و هنوز هم در خم مهدی ادرکنی و ضامن یابو گیر کرده اند و همه هم و غمشان این است که نکند تار مویی از سر زنان دیده شود! چه بر سر ایران و ایرانیان آمده است؟

اهورامزدا ایرانزمین را از دروغ، دشمن و خشکسالی نگاه دارد!

_____________________________


____________________________________________________

Ānhā be che miandishand va mā dar kojā gir kardeim?
Arabestān mikhāhad dar biābānhāyash yeki az moderntarin shahrhāye donyā rā besāzad. In shahr ke qarār ast 200 metr pahnā va 490 metr bolandi dāshte bāshad, be derāzāye 120 kilometr khāhad bud va milionhā ādam rā dar khod jāy khāhad dad.

Barkhi in ide rā tahsin mikonand va ān rā neshāneye āyandenegariye sarāne Sauudi beviĵe Mohammad Ben Salmān mi dānand. Besyāri niz ān rā bolandparvāzāne va khiāli midānand va bar in bavarand ke chonin tarhi hichgāh dar amal piāde nakhāhad shod.

Vali hattā agar in ide yek khiālparvāziye gheyre vāqebināne ham bāshad, bāz ham in porsesh rā dar zehn ādam ijād mikonad ke ānhā dar andisheye che hastand va ākhundhāye vāpasgerā va kohneparaste hākem bar Irān be che miandishand!

Ānāh dārand bā be kār gereftane pishraftetarin fanāvarihāye donyā, āāynade rā az hamin aknun misāzand va yā dastekam ideye ān rā dar sare khod miparvarānand. Va ākhundhāye dozd va bivatane hanuz dar 1400 sāle pish mānde and va hanuz ham dar khame Mehdi adrakni va zāmene yābu gir karde and va hameye hamm o ghameshān in ast ke nakonad khodāye nākarde tāre muyi az sar zanān dide shavad! Che bar sare Irān va Irāniān āmade ast?


Ahurāmazdā Irānzamin rā az dorugh, doshman va khoshksāli negāh dārad!


____________________________________

۱۴۰۰ مهر ۲۶, دوشنبه

خنده ای بارها دردناکتر از هزاران گریه

نجیبه، دختر بچه سه ساله هراتی و مادرش

آدم این فرتور را که می بیند خنده اش می گیرد... فرتور را روزنامه وال استریت ژورنال امروز در برگ نخست خود قرار داده و با آن داستان خانواده هراتی را بازگو می کند که حسابی در تنگدستی افتاده اند و بدهکاری بسیاری بالا آورده اند. به گونه ای که یک مغازه دار که ۵۵۰ دلار از آنها طلب دارد، خواهان این شده که دختر بچه سه ساله اشان را به جای این طلب به او بدهند! براستی که خنده آور است...

زمانی شاه افغانستان گفته بود که این کشور آن اندازه با ایران پیشینه تاریخی، اجتماعی، فرهنگی،... دارد که باید با آن متحد و یکپارچه شود. به شاه ایران هم پیشنهاد آن را داده بود. ولی ایران چه کرد؟ مشاوران ناشایسته و نابکار حکومت آن زمان ایران که برخی نیز افسارشان در آخور بیگانگان بسته شده بود، گفتند که "افغانی" ها چشم آز به پول نفت ایران دوخته اند و می خواهند از این خوان نعمت بهره ای ببرند!

اگر ایران در آن زمان با افغانستان متحد شده بود به احتمال بسیار نه لشگرکشی شوروی به افغانستان پیش می آمد، نه انقلاب شوم ۵۷ در ایران رخ می داد... و نه اکنون این دختربچه سه ساله هراتی این گونه با نگرانی و ترس آینده اش را نگاه می کرد...

براستی که این فرتور خنده آدم را در می آورد... خنده از بازی روزگار و چرخ ناسازگار گردون. خنده از فرصت های از دست رفته و استعدادهای نابود شده، خنده از دنیایی که حتی به اندازه یک باغ وحش هم قانون و دستور ندارد...

خنده ای که بارها از هزاران گریه نیز دردناکتر است...

اهورامزدا ایرانزمین را از دروغ، دشمن و خشکسالی نگاه دارد!

_____________________________


____________________________________________________

Khandeyi bārhā dardnāktar az hezārān gerye!
Najibe, dokhtarbacheye se sāleye Herāti va mādarash
Ādam in fartur rā ke mibinad khandeash migirad… Fartur rā ruznāmeye Wall Street Journal emruz dar barge nokhoste khod qarār va bā ān dāstāne khānevādeye Herāti rā bāzgu mikonad ke hesābi dar tangdasti oftādeand va bedehkāriye besyāri bālā āvardeand. Be guneyi ke yek maghāzedāre talabkār ke 550 dolār az ānhā talab dārad, khāhāne in shode ke dokhtarbacheye se sāleshān rā be jāye in talab be u bedahand! Be rāsti ke khande āvar ast…

Zamāni shāhe Afghānestān gofte bud ke in keshvar ān andāze bā Irān pishineye tārikhi, ejtemāyi, farhangi,… dārad ke bāyād bā ān mottahed va yekpārche shavad. Be shāhe Irān ham pishnahāde ān rā dāde bud. Vali Irān che kard? Moshāverāne nāshāyeste va nābekāre hokumate ān zamāne Irān ke barkhi niz afsāreshān dar ākhure bigānegān baste shode bud, goftand ke “Afghāni” hā chashme āz be pule nafte Irān dukhteand va mikhāhand az in khāne neemat bahreyi bebarand!

Agar Irān dar ān zamān bā Afghānestān mottahed shode bud, be ehtemāle besyār na lashgarkeshiye Shouravi be Afghānestān pish miāmad, na enqelābe shume 57 dar Irān rokh midād,… va na aknun in dokhtarbacheye se sāleye Herāti in gune bā negarāni va tars āyandeash rā negāh mikard…

Berāsti ke in fartur khandeye ādam rā darmiāvarad… Khande az bāziye ruzgār va charkhe nāsāzgāre gardun, khande az forsathāye az dast rafte va esteedādhāye nābud shode, khande az donyāyi ke hattā be andāzeye yek bāghe vahsh ham qānun va dastur nadārd…

Khandeyi ke bārhā az hezārān gerye niz dardnāktar ast…


Ahurāmazdā Irānzamin rā az dorugh, doshman va khoshksāli negāh dārad!


____________________________________

۱۴۰۰ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

شرکت در انتخابات آخوندی، خیانت به منافع ملی است

انتخابات آخوندی

قرار است انتخابات ریاست جمهوری ایران روز آدینه ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ برگزار شود. آخوندهای دزد و بی وطن این بار نیز مانند گذشته دست به کار شده اند و می خواهند خیمه شب بازی های زمان انتخابات را دوباره تکرار کنند.

همان گونه که بارها دیده ایم در زمان انتخابات، سخت گیری ها نسبت به آزادی های شخصی به یکباره کمتر می شوند، وانمود می شود که به درخواست های ملت توجه می کنند، اینجا و آنجا سخن از میهن دوستی و اهمیت تاریخ ایران میان می آید، به یکباره آخوندها بردبار می شوند و انگار که به سخنان مرم اهمیت می دهند و به شکایت های آنها توجه می کنند. کار حتی به جایی می رسد که زنان و دختران دارای پوشش کمتر، که در زمان عادی مورد پرس و جوی ماموران حکومت اسلامی قرار می گیرند، نه تنها آزار و اذیت نمی شوند که سر از پوسترهای تبیلغاتی هم در می آورند....

ولی همه این ترفندها برای سرگرم کردن ملت است تا دوباره آنها را به پای صندوق های رای بکشانند و از این راه برای حکومت نکبت بار و بی آبروی اسلامی اعتبار ایجاد کنند. این خیمه شب بازی ها چهل سال است که تکرار شده اند و هربار نیز دیده ایم که آخوندها همین که خرشان از پل گذشت، دیگر کسی را نمی شناسند و چهره واقعی خود را نشان می دهند.

اکنون زمان آن فرا رسیده است که با بایکوت کردن خیمه شب بازی انتخابات دست رد به سینه آخوندهای دزد و بی وطن زده و آنها را نزد دنیا رسوا کنیم و با صدای رسا بگوییم که آنها نمایندگان کشور و ملت ایران نیستند.

آخوندها نه تنها نمایندگان کشور و ملت ایران نیستند که در چهل سال گذشته نیز بارها نشان داده اند از هر دشمن بیگانه ای برای ایران خطرناکترند. آخوندهای ایران ستیز، همه امکانات و دارایی این کشور را در چهل سال گذشته هزینه اهداف پوسیده شیعه کرده اند و منافع ملی کشور را قربانی منافع دینی نموده اند. این کار چهل سال است که ادامه دارد و تا زمانی که آخوندها بر سر کار هستند حتی سر سوزنی هم در آن تغییر پیدا نخواهد کرد. اکنون زمان آن فرا رسیده است که با با شرکت نکردن در انتخابات این دور باطل را پایان دهیم.

هم میهنان گرامی، شرکت در انتخابات به معنی ادامه یافتن حکومت نکبت بار اسلامی است که این کشور را در چهل سال گذشته به بدبختی و سیاهروزی کنونی انداخته است.

اگر می خواهیم کشورمان را از دست آخوندهای دزد و بی وطن رهایی بخشیم، اگر می خواهیم اعتبار از دست رفته کشورمان نزد مردم دنیا را دوباره بدست آوریم، اگر می خوهیم اقتصاد این کشور سر و سامان پیدا کند، اگر می خواهیم نابسامانی های کنونی کشور از میان بروند، اگر می خواهیم که روی آزادی، پیشرفت، خوشبختی و سربلندی را ببینیم، اگر می خواهیم پاستورت و پرچم کشورمان اعتبار از دست رفته را بازیابند، اگر آینده ایران و سرنوشت فرزندن این آب و خاک برایمان اهمیت دارد، باید از شرکت کردن در انتخابات خودداری کنیم و دوستان و آشنایان خود را نیز نسبت به نتایج این کار آگاه سازیم و بگوییم که شرکت در انتخابات تیشه زدن به ریشه ایران و ایرانی است.

شرکت کردن در انتخابات فرمایشی به معنی تایید جنایت های چهل سال گذشته آخوندهاست. شرکت در انتخابات آخوندی، خیانت به منافع ملی است. از آن خودداری کنیم!

اهورامزدا ایرانزمین را از دروغ، دشمن و خشکسالی نگاه دارد!

_____________________________


____________________________________________________

Sherkat dar entekhābāte ākhundi, khiānat be manāfeye melli ast!

Entekhābāte ākhundi


Qarār ast entekhābāte riāsate jomhuriye Irān ruze ādine 28 Khordād 1400 bargozār shaavd. Ākhundhāye dozd va bivatan in bār niz mānande gozashte dast be kār shodeand va mikhāhand kheymeshabbāzihāye zamāne entekhābāt rā dobāre tekrār konand.

Hamān gune ke bārhā dideim dar zamāne entekhābāt, sakhtgirihā nesbat be āzādihāye shakhsi be yekbāre kamtar mishavan, vānemud mishavad ke be darkhāsthāye mellat tavajjoh mikonand, injā o ānjā sokhan az mihandusti va ahammiyate tārikhe Irān be miān miāyad, be yekbāre ākhudhā bordbār mishavand va engār ke be sokhanāne mardom ahammiyat midahand va be shekāyathāye ānhā tavajjoh mikonand. Kār hattā be jāyi miresad ke zanān va dokhtarāne dārāye pusheshe kamtar, ke dar zamān eāddi mourede pors o juye maamurāne Hokumate Eslāmi qarār migirand, na tanhā āzār o aziyat namishavand, ke sar az pusterhāye tablighāti ham darmiāvarand…

Vali hameye in tarfandhā barāye sargarm kardane mellat ast tā dobāre ānhā rā be pāye sanduqhāye ray bekeshānand va az in rāh barāye hokumate nekbatbār va biāboruye Eslāmi eetebār ijād konand. In kheymeshabbāzihā chehel sāl ast ke tekrār shodeand va har bār niz dideim ke ākhundhā hamin ke khareshān az pol gozasht, digar kasi ra namishenāsand va chehreye vāqeyiye khod rā neshān midahnad.

Aknun zamān ān farā reside ast ke bā bāykot kardane kheymeshbbāziye entekhābāt daste radd be sineye ākhundhāye dozd va bivatan zade va ānhā rā nazde donyā rosvā konim va bā sedāye rasā beguyim ke ānhā namāyandegāne keshvar va mellate Irān nistand.

Ākhundhā na tanhā namāyandegāne keshvar va mellate Irān nistand ke dar chehel sāle gozashte niz bārhā neshān dādeand az har doshmane bigāneyi barāye Irān khatarnāktarand. Ākhundhāye Irānsetiz, hameye emkānāt va dārāyiye in keshvar rā dar chehel sāle gozashte hazineye ahdāfe pusideye Shiye kardeand va manāfeye melliye keshvar rā qorbāniye manāfeye dini nemudeand. In kār chehel sāl ast ke edāme dārad va tā zamāni ke ākhndhā bar sare kār hastand hattā sare suzani ham dar ān taghyir peydā nakhāhad kard. Aknun zamāne ān farā reside ast ke bā sherkat nakardan dar entekhābāt in doure bātel rā pāyān dahim.

Hammihanāne gerāmi, sherkat dar entekhābāt be maaniye edāme yāftane hokumate nekbatbāre Eslāmi ast ke in keshvar rā dar chehel sāle gozashte be badbakhti va siāhruziye konuni andākhte ast.

Agar mikhāhim keshvaremān rā az daste ākhundhāye dozd va bivatan rahāyi bakhshim, agar mikhāhim eetebāre az dast rafteye keshvaremān nazde mardome donyā rā dobāre be dast āvarim, agar mikhāhim eqtesāde in keshvar sar o sāmān peydā konad, agar mikhāhim nābesāmānihāye konuniye keshvar az miān beravand, agar ke mikhāhim ruye āzādi, pishraft, khoshbakhti va sarbolandi rā bebinim, agar mikhāhim pasport va parchame keshvaremān eetebāre az dast rafte rā bāzyaband, agar āyandeye Irān va sarneveshte farzandāne in āb o khāk barāyemān ahammiyat dārad, bāyad az sherkat kardan dar entekhābāt khoddāri konim va dustān va āshnāyāne khod rā niz nesbat be natāyeje in kār āgāh sāzim va beguyim ke sherkat dar entekhābāt, tishe zadan be risheye Irān va Irāni ast.

Sherkat kardan dar entekhābāte farmāyeshi be maaniye tayide jenāyathāye chehel sāle gozashteye ākhundhāst. Sherkat dar entekhābāte ākhundi, khiānat be manāfeye melli ast. Az ān khoddāri konim!

Dir nist ān ruz ke Irāniān mihane khod rā az bigāneparastāne anirāni pas begirand va Nouruz rā dar zire sāyeye yek hokumate melli, bā farr o shokuhe harche tamāmtar bargozār konand!


Ahurāmazdā Irānzamin rā az dorugh, doshman va khoshksāli negāh dārad!


____________________________________

۱۳۹۹ اسفند ۳۰, شنبه

نوروزتان پیروز باد!

نوروزتان پیروز باد!

نوروز باستانی و سال نو خورشیدی را به همه هم میهنان و همزبانان گرامی در هر جای دنیا که هستند شادباش می گویم و آرزو می کنم که میهن دربندمان هر چه زودتر از نکبت آخوندهای بیگانه پرست رهایی یابد.

چهل و دو سال پیش که آخوندهای دزد و بی وطن به قدرت رسیدند (یا دقیق تر بگویم، به قدرت رسانده شدند تا ایران را ویران کنند) همه فوت و فن های آخوندی را به کار گرفتند و همه تلاش و کوشش خود را کردند تا فرهنگ اسلامی را در ایران رواج دهند و آن را جایگزین فرهنگ ملی نمایند.

ولی اکنون پس از آن همه روضه خوانی و آن همه تبلیغات اسلامی، کار به جایی رسیده است که نسل جوان ایران بیش از نسل های گذشته از اسلام شیعه و آخوند بی وطن فاصله می گیرد و هرچه بیشتر به فرهنگ ملی-پارسی خود نزدیک می شود.

اسلامگرایان انیرانی هزار و چهارصد سال کوشیدند تا آیین نوروز را کور کنند و آن را از دل و یاد ایرانیان و پارسی زبانان بزدایند. ولی دسیسه های آنها نه تنها به جایی نرسید بلکه نوروز پیروز توانست خود را هرچه بیشتر در دل و جان ایرانیان جای دهد. نیرنگ های شوم اسلامگرایان بیگانه پرست نه تنها ایرانیان و پارسی زبانان را نتوانست از آیین های ملی خود دور کند، بلکه سبب شد تا ایرانیان بویژه در چند دهه اخیر، هرچه بیشتر از آیین های بیگانه اسلامی فاصله بگیرند و آن را کنار بگذارند. با وجود همه ترفندهای آخوندی، روند اسلام زدایی چندی است که در ایران آغاز شده و روزبروز خود را بیشتر نمایان می سازد.

ایرانیان پس از چهل سال تجربه دردناک حکومت آخوندی دریافته اند که ریشه این حکومت واپسمانده، در دستورات و آیین های اسلام شیعه جای دارد و تنها زمانی می توانند خود را از این بختک ویرانگر آزاد کنند که دست از اسلام شیعه بکشند و به دین و آیین نیاکان خود برگردند. ایرانیان تنها زمانی می توانند دوباره روی خوشبختی، پیروزی، سربلندی و پیشرفت را ببینند که دست از اسلام و حکومت اسلامی بکشند و یک حکومت ملی بر پایه فرهنگ و آیین نیاکان خود برپا سازند.

جشن نوروز بخشی مهم از این آیین ملی است. آن را بزرگ بداریم!

دیر نیست آن روز که ایرانیان، میهن خود را از بیگانه پرستان انیرانی پس گرفته و نوروز را زیر سایه یک حکومت ملی، با فر و شکوه هر چه تماتر برگزار کنند!

اهورامزدا ایرانزمین را از دروغ، دشمن و خشکسالی نگاه دارد!

_____________________________


____________________________________________________

Nouruzetān piruz bād!

Nouruzetān piruz bād!


Nouruze bāstāni va sāle nouye Khorshidi rā be hameye hammihanān va hamzabānāne gerāmi dar har jaye donyā ke hastand shādbāsh miguyam va arezu mikonam ke mihane darbandemān harche zudtar az nekbate ākhundhāye bigāneparast rahāyi yābad.

Chehel o do sāle pish ke ākhundhāye dozd va bivatan be qodrat residand (yā daqiqtar beguyam, be qodrat resānde shodand tā Irān rā virān konand)hameye fut o fannhāye ākhundi rā be kār gereftand va hameye talāsh va kusheshe khod rā kardand tā farhange Eslāmi rā dar Irān ravāj dahnd va ān rā jāygozine farhange melli namāyand.

Vali aknun pas az ān hame rouze khāni va ān hame tablighāte Eslāmi, kār be jāyi reside ast ke nasle javāne Irān bish az naslhāye gozashte az Eslāme shiye va ākhunde bivatan fāsele migirand va harche bishtar be farhange melli-Pārsiye khod nazdik mishavad.

Eslāmgerāyāne anirāni hezār o chahārsad sāl kushidand tā āyine Nouruz rā kur konand va ān rā az del va yāde Irāniān va Pārsizabānān bezodāyand. Vali dasisehāye ānhā na tanhā be jāyi naresid, balke Nouruze piruz tavānest harche bishtar khod rā dar del o jāne Irāniān jāy dahad. Neyranghāye shume Eslāmgerāyāne bigāne parast na tanhā Irāniān va Pārsizabānān rā natavānest az āyinhāye melliye khod dur konad, balke sabab shod tā Irāniān beviĵe dar chand daheye akhir harche bishtar az āyinhāye bigāneye Eslāmi fāsele begirand va ān rā kenār begozārand. Bā vojude hameye tarfandhāye ākhundi ravande Eslām zodāyi chandi ast ke dar Irān āghāz shode va ruz be ruz khod rā bishtar namāyān misāzad.

Irāniān pas az chehel sāl tajrobeye dardnāke hokumate ākhundi dayāfteand ke risheye in hokumate vāpasmānde dar dasturāt va āyinhāy eEslāme Shiye jāye dārad va tanhā zamāni mitavānad khod rā az in bakhtake virāngar āzād konand ke dast az Eslāme Shiye bekeshand va be din va āyine niākāne khod bargardand. Irāniān tanhā zamāni mitavānand dobāre ruye khoshbakhti, piruzi, sarbolandi va pishraft rā bebinand ke dast az Eslām va hokumate Eslāmi bekeshand va yek hokumate melli bar pāyeye farhang va āyine niākāne khod barpā sāzand.

Jashne Nouruz bakhshi mohemm az in āyine melli ast. Ān rā bozorg bedārim!

Dir nist ān ruz ke Irāniān, mihane khod rā az bigāneparastāne anirāni pas gerefte va Nouruz rā zire sāyeye yek hokumate melli, bā farr o shokuhe harche tamāmtar bargozār konand!


Ahurāmazdā Irānzamin rā az dorugh, doshman va khoshksāli negāh dārad!


____________________________________

۱۳۹۸ اسفند ۲۸, چهارشنبه

نوروز باستانی و سال نو شاد باد

نوروز باستانی و سال نو شاد باد

نوروز باستانی و سال نو خورشیدی را به همه هم میهنان و همزبانان گرامی در سرتاسر جهان شادباش گفته و آرزوی رهایی هر چه زودتر میهن دربندمان از شر آخوندهای دزد و بی وطن را دارم.

مراسم نوروز امسال به دلیل گسترش ویروس در شرایطی کاملا متفاوت از سالهای پیش برگزار می شود و حال و هوای دیگری دارد.

ولی نباید ناامید شد. نوروز در درازای عمر خود شرایطی بسیار سخت تر از این را تجربه کرده است و سرانجام توانسته همه آنها را با موفقیت پشت سر بگذارد.

اسلامگراهای متعصب و کوردل بیش از هزار سال کوشیدند و به هر نیرنگی چنگ زدند تا نوروز را از ایرانیان بگیرند ولی نتوانستند. این که دیگر تنها ویروسی بیش نیست!

خواهد آمد روزی که ایرانیان، میهن خود را از بیگانه پرستان انیرانی پس گرفته باشند و نوروز را با شکوه و فر تمام، زیر سایه یک حکومت ملی برگزار کنند. آن روز دیر نیست!

اهورامزدا ایرانزمین را از دروغ، دشمن و خشکسالی نگاه دارد!
_____________________________


____________________________________________________

Nouruze Bāstāni va Sāle Nou shād bād!

Nouruze Bāstāni va Sāle Nou shād bād!


Nouruze Bāstāni va sāle nouye khorshidi rā be hameye hammihanān va hamzabānāne gerāmi dar sartāsare jahān shādbāsh gofte va ārzuye rahāyiye har che zudtare mihane darbandemān az sharre ākhundhāye dozd va bivatan rā dāram.

Marāseme Nouruze emsāl be dalile gostareshe virus dar sharāyeti kāmelan motafāvet az sālhāye pish bargozār mishavad va hāl o havāye digari dārad.

Vali nabāyad nāomid shod. Nouruz dar derāzāye more khod sharāyeti besyār sakhttar az in rā tajrobe karde ast va saranjām tavāneste hameye ānhā rā bā movaffaqiyat poshte sar begozārad.

Eslāmgerāhāye motaasseb va kurdel bish az hezār sāl kushidand va be har neyrangi chang zadand tā Nouruz rā az Irāniān begirand. Vali natavānestand. In ke digar tanhā virusi bish nist!

Khāhad āmad ruzi ke Irāniān, mihane khod rā az bigāneparastāne anirāni pas gerefte bāshand va Nouruz rā bā shokuh va farre tamām, zire sāyeye yek hokumate melli bargozār konand. Ān ruz dir nist!


Ahurāmazdā Irānzamin rā az dorugh, doshman va khoshksāli negāh dārad!


____________________________________

۱۳۹۸ دی ۱۳, جمعه

واکنش ملی گرایان به کشته شدن سلیمانی

AFP PHOTO خودروی حامل قاسم سلیمانی

بامداد امروز قاسم سلیمانی را در بغداد کشتند. گویا آمریکایی ها کاروان خودروی حامل او و فرماندهان گروه حشد الشعبی را در فرودگاه بغداد مورد حمله هوایی قرار داده و آنها را از پای درآورده اند.

واکنش ما ملی گرایان ایرانی نسبت به این موضوع چه باید باشد و بر پایه چه اصولی باید موضعگیری خود را تعریف و تعیین کنیم که نه دچار احساسات زودگذر گشته و در دام آخوندها بیفتیم و نه بیزاری ما از حکومت اسلامی سبب شود تا کورکورانه به دنبال بیگانگان راه افتاده و با دست خود کشورمان را به نابودی هرچه بیشتر بکشانیم.

پیش از پاسخ به این پرسش باید گفت که هنوز ابعاد این رویداد و اهداف بازیگرانی که در آن نقش بازی کرده اند هنوز به خوبی روشن نشده است و پیدا نیست که چه نیروهایی در پشت این رویداد پنهان شده و آن را طراحی و پیاده کرده اند و هدف اصلی آنها از این کار چه بوده است.

برخی آن را به اسرائیل نسبت می دهند، برخی بر این باورند که آخوندهای حکومت اسلامی با تحریک آمریکا گام به گام آنها را به این تصمیم وادار کردند تا با ایجاد تنش و آغاز گونه ای جنگ محدود، ملت را دوباره به پشت خود بکشانند و از آن برای برون رفت از بن بست کنونی در کشور بهره برداری کنند.

برخی نیز بر این باورند که دمکرات ها و کانونهای فرامرزی همچون "دیپ استیت" در پشت این رویداد قرار دارند و آنها که با دسیسه های پیشین خود از جمله زدن نفتکش های اماراتی، سرنگونی پهپاد آمریکایی و حمله به تاسیسات نفتی عربستان راه به جایی نبردند و نتوانستند ترامپ را به آغاز جنگی دیگر وادار کنند، این بار نقشه رویارویی آمریکا با ایران را در عراق ریخته اند. آنها با این کار می خواهند ترامپ را وارد جنگی خونین کرده و با آن از برنده شدن او در دور دوم ریاست جمهوری جلوگیری نمایند.

البته گمانه زنی های بیشتری نیز وجود دارند که پرداختن به آنها، تنها سبب پیچیده تر شدن قضییه می شود. هرچند که تا همینجای کار نیز قضیه به اندازه کافی پیچیده و بغرنج هست که بتواند ما را به گمراهی و تصمیم نادرست سوق دهد.

با این حساب، به عنوان یک ملی گرا چگونه باید نسبت به این موضوع واکنش نشان داد؟

درواقع پاسخ به این پرسش، آن گونه که در نگاه نخست به نظر می رسد، چندان هم پیچیده نیست. مهمترین بخش آن این است که ما اهداف خود را کاملا روشن و آشکار بدانیم و اصول خود را بشناسیم. آنگاه می توانیم بر پایه این اصول، واکنش و موضعگیری خود را تعریف و تعیین کنیم.

برای ما ملی گرایان، یکپارچگی خاک کشور مهم است. بنابرین هر سیاستی که این اصل را زیر پا بگذارد باید بدون کوچکترین ابهام و دوگویی از سوی ما رد شود. باید به کسانی که قصد ماهی گرفتن از آب گل آلود را دارند و خیال چند پاره کردن ایران را در سر می پرورانند بفهمانیم که ایران تنها محدود به آخوندها نمی شود و ایرانی ها بارها ثابت کرده اند که اگر پای یکپارچگی خاک کشورشان به میان بیاید، به هیچ روی حاضر به معامله و تعارف با بیگانگان نیستند.

از سوی دیگر باید بدانیم که آخوندهای دزد و بیوطن با ایجاد این گونه تنش ها تنها در اندیشه خود هستند و می خواهند پایه های قدرت خود را که با اعتراضات اخیر به سختی سست شده است، محکم کنند. آنها حتی اگر شعارهای ملی را سر دهند، به این دلیل است که می خواهند آن را به عنوان ابزاری برای پیشبرد منافع دینی خود به کار بگیرند. آنها چهل سال است که این ترفند را به کار برده اند و هربار نیز که خرشان از پل گذشته است با شدت بیشتری منافع ملی را قربانی منافع دینی ( و منافع شخصی) خود کرده اند.

نتیجه آن این شده است که ایران اکنون به یک کشور نابسامان و آشفته تبدیل گشته که هیچ بخشی از آن، از سیاست گرفته تا اقتصاد، روی حساب و کتاب کار نمی کند و فساد، دروغ، رشوه، اعتیاد، خودفروشی، ناامیدی، بیماری، کمبود و هزار و یک درد بی درمان دیگر کشور را فرا گرفته است.

آنگاه مشتی پیرمرد خرفت و گیر کرده در ۱۴۰۰ سال گذشته مانند خامنه ای و جنتی که بیگانگان (بخوانید فرانسه، دمکراتها و کانونهای فرامرزی همچون "دیپ استیت"،...) در بالای این کشور قرار داده اند، می خواهند خرافات دینی خود را به دیگر کشورهای منطقه صادر کنند و همه دارایی و فرصت های ایران را در این راه نابود کرده اند. درواقع ویرانگری آنها دست کمی از حمله بیگانگان ندارد.

درست است، نباید اجازه دهیم که ایران به عراق، سوریه و افغانستان دیگری تبدیل شود. ولی همزمان نیز نباید اجازه دهیم که آخوندهای دزد و بیوطن از رویداد کنونی بهره برداری کرده و با پا گذاشتن بر روی پیکر صدها جوان ایرانی که در اعتراضات اخیر جان خود را از دست دادند، همچون گذشته به غارت و چپاول دارایی های این کشور ادامه دهند و منافع ملی کشور را همچون گذشته قربانی منافع دینی خود کنند.

باید چهارچشمی به اوضاع منطقه نگریسته و با محک زدن آنها با اصول منافع ملی، واکنش و موضعگیری خود را تعیین و آشکار سازیم.

باید بدانیم که آخوندهای دزد و بیوطن اکنون در موضع ضعف قرار دارند و بهترین فرصت برای دیکته کردن خوسته های ملی گرایانه ما بر آنهاست. باید در کوچه و خیابان، در دانشگاه و مدارس، در کارخانه ها و ادارات، در فضای حقیقی و مجازی، و در هرجا که امکان آن را داریم اهداف خود را برای هم میهنانمان توضیح دهیم و بگوییم که دفاع از خاک کشور اولویت نخست است ولی همزمان نیز بر این نکته پافشاری کنیم که آخوندهای دزد و بی وطن کشور را به لبه پرتگاه فروپاشی برده اند و خساراتی که آنها به این کشور و ملت زده اند اگر از حمله بیگانگان بیشتر نباشد، کمتر هم نیست.

باید توضیح دهیم که آخوندهای دزد و بی وطن در چهل سال گشته همه امکانات و دارایی های این کشور را صرف ماجراجویی های خارج از کشور نموده و همه فرصت های این کشور و ملت را نابود کرده اند. باید به روشنی و بدون کوچکترین ابهام بگوییم که دیگر نمی خواهیم چنین حکومتی بر کشور حاکم باشد و چنین حاکمان دزد و فاسدی بر کشور حکمرانی کنند.

موضع ملی گرایان در شرایط کنونی کشور و منطقه، نه به بیگانگانی است که یکپارچگی خاک کشور را هدف گرفته اند و همزمان نیز نه به آخوندهای دزد و ضد ایرانی است که می خواهند با بهره برداری از رویدادهای کنونی به حکومت ننگین و ویرانگر خود بر این کشور ادامه دهند.

اهورامزدا ایرانزمین را از دروغ، دشمن و خشکسالی نگاه دارد!
_____________________________


____________________________________________________

Vākoneshe melligerāyān be koshte shodane Soleymāni

Khodrouye hāmele Qāsem Soleymāni - AFP PHOTO


Bāmdāde emruz Qāsem Soleymāni rā dar Baghdād koshtand. Guyā Āmrikāyihā kārvāne khodrouye hāmele u va farmāndehāne goruhe Hashd Alshaabi rā dar Forudgāhe Baghdād mourede hamleye havāyi qarār dāde va ānhā rā az pāy darāvardeand.

Vākoneshe mā melligerāyāne Irāni nesbat be in mouzu che bāyad bāshad va bar pāyeye che osuli bāyad mouzegiriye khod rā taarif va tayin konim ke na dochāre ehsāsāte zudgozar gashte va dar dāme ākhundhā bioftim va na bizāriye mā az Hokumate Eslāmi sabab shavad tā kurkurāne be donbāle bigānegān rāh oftāde va vā daste khod keshvaremān rā be nābudiye harche bishtar bekeshānim?

...


Ahurāmazdā Irānzamin rā az dorugh, doshman va khoshksāli negāh dārad!


____________________________________

۱۳۹۸ آذر ۵, سه‌شنبه

آخوندها و اعتراضات آبان ۹۸

اعتراضات خونین آبان ۹۸

نگاهی به رویدادهای اخیر کشور و بازبینی اعتراضات خونین ملت به گران شدن بنزین، نشان می دهد که سازمانهای امنیتی حکومت اسلامی احتمال این اعتراضات را می داده اند و برای رویارویی با آن نیز کمابیش آماده بوده اند. حتی به نظر می رسد که نهادهایی از حکومت در به راه انداختن ناآرامی ها و بویژه آتش زدن بانک ها دست داشته اند و برای هدایت و مدیریت آن از پیش برنامه ریزی کرده بودند. اگر این احتمال درست باشد آنگاه این پرسش پیش می آید که چرا حکومت می خواسته این اعتراضات را راه بیاندازد و چرا اکنون؟

برای پاسخ دادن به این پرسش باید به اعتراضات سالهای گذشته نگاه انداخت و نحوه رویارویی حکومت با آنها را دید. افزون بر آن باید واکنش غرب در این رابطه را زیر ذره بین گذاشت و با دقت لازم و کافی به آن نگریست.

دیگر کمتر کسی است که نداند غرب در به وجود آمدن حکومت اسلامی و قدرت گرفتن روحانیت شیعه در ایران نقشی مهم و کلیدی را بازی کرده است. این که چرا غرب خواهان این کار بوده، فرصت دیگری را می طلبد ولی کوتاه سخن این است که غرب (به درست و یا به نادرست) بر این باور است، که یک ایران یکپارچه و پیشرفته، می تواند به تهدیدی برای منافع راهبردی آنها در منطقه تبدیل شود. برای پیشگیری از آن نیز، آنها دریافته اند که یک حکومت غیر ملی و دینی که بتواند منافع ملی را قربانی منافع دینی کند، بهترین راه حل است.

غرب (اروپا و آمریکا تا پیش از آمدن ترامپ) از یک سو، نمی خواهد که حکومت اسلامی بر مشکلاتش پیروز شود و به همین دلیل نیز هرگاه لازم می بیند آن را به روش های گوناگون زیر فشار قرار می دهد تا آن را ضعیف و ناتوان نگاه دارد. ولی از سوی دیگر هم نمی خواهد که این حکومت سرنگون شود و راه را برای یک تغییر بنیادین در ایران باز نماید.

غرب با همه شعارهای دمکراسی خواهانه و مخالفت های ظاهریش با حکومت اسلامی، آن را بر دیگر اشکال حکومت در ایران ترجیح می دهد. در واقع غرب خواهان یک حکومت دینی نابسامان و ناتوان در ایران است که به آسانی قابل کنترل باشد. این سیاست ر آنها توانستند در چهل سال گذشته ادامه دهند و حکومت اسلامی را در ایران سرپا نگاه دارند. همه سیاستهای غرب در رابطه با ایران بر پایه همین اصل گذاشته شده است.

این روند همچنان ادامه داشت تا این که ترامپ به ریاست جمهوری رسید. سیاست و روش های ترامپ آن اندازه با روسای پیشین آمریکا تفاوت دارد که به آسانی می شود از یک انقلاب خاموش سخن به میان آورد. این تفاوت را بهتر از هر جای دیگر، در تغییر سیاست آمریکا نسبت به حکومت اسلامی و طرز دید ترامپ نسبت به آخوندهای حاکم بر ایران می توان دید.

ترامپ برخلاف اروپایی ها بر این باور است که یک ایران مدرن و پیشرفته هم به سود آمریکاست و هم شایستگی ملت ایران را دارد. او به روشنی آخوندها را دزدهایی خطاب می کند که از دارایی های ایران می دزدند و خرج تروریست های لبنانی و فلسطینی می کنند. او برخلاف ماکرون و مرکل نه تنها هیچ تمایلی بر ادامه حکومت اسلامی در ایران ندارد بلکه آن را بر ضد منافع آمریکا و ملت ایران نیز می داند.

آخوندهای حاکم بر ایران نیز به خوبی این تغییر را دریافته اند و پی برده اند که تهدیدهای ترامپ برخلاف امثال اوباما و کلینتون، یک خطر جدی است. آخوندها در ضمن دریافته اند که واکنش ترامپ نسبت به اعتراضات ملت ایران بسیار متفاوت خواهد بود.

از سوی دیگر می دانیم که جنبش ها، عموما حالت سیکلی دارند. به این معنی که فشار ناشی از مشکلات در گذر زمان، رو به بالا می گذارد و در دل ملت انباشته می شود تا به نقطه انفجار برسد. سپس این فشار، چه جنبش به هدف برسد و چه سرکوب شود، رو به پایین می گذارد و از آن کاسته می شود.

این ویژگی را در بیشتر جنبش ها چه در گذشته و چه هماکنون می توان مشاهده نمود. جنبش ملت ایران در سال های ۸۸ و ۹۶ و ادامه آن در سال ۹۸ نمونه ای از آن است. برخی بر این باورند که با شناخت دقیق جنبش و به کارگیری روش های متناسب با آن می توان تا اندازه ای این سیکل را مدیریت کرد و از قدرت آن کاست.

به نظر می رسد که آخوندهای حاکم بر ایران بر این باور بوده اند که اعتراضات، دیر یا زود خواهند آمد و می خواسته اند که آن را مدیریت کنند. آنها زمان کنونی را بهترین فرصت برای انجام این کار به شمار اورده بودند. بویژه این که ترامپ خود هم اکنون زیر فشار قرار دارد و به دلیل انتخابات آینده نیز نمی تواند ریسک چندانی به خرج دهد.
برای آخوندها روشن شده بود که هزینه اعتراضات در شرایط کنونی بارها سبک تر از تظاهرات در دور دوم ریاست جمهوری ترامپ خواهد بود. به همین دلیل نیز بدون پروا بهای بنزین را بالا بردند و دانسته زمینه ناخرسندی ملت را هموار کردند. این که نیروهای امنیتی اینجا و آنجا در آتش زدن بانک ها و ایجاد درگیری فعال بوده اند، از روی بی برنامگی نبوده بلکه همه از پیش برنامه ریزی شده بودند.

آخوندها با این کار می خواستند که (بخشی از) فشار انباشته شده در ملت را خالی کنند و با مدیریت اعتراضات نقطه اوج سیکل را یکی دو سال به پیش بکشند. آنها حساب همه جای کار را کرده بودند.

آنها حساب همه جای کار را کرده بودند. تنها ایراد کار این بود که آنها هیچگاه نمی پنداشتند و پیش بینی نکرده بودند که ملت جان به لب رسیده این گونه بی پروا و بدون ترس خطر را به جان بخرد و به خشونت های آنها پاسخ گوید. آخوندها نمی دانستند که با گونه دیگری از اعتراضات روبرو خواهند شد. دلیل تعداد بالای کشته شدگان در اعتراضات اخیر نیز در همین نکته نهفته است.

واقعیت این است که نسل و گونه دیگری از اعتراض کنندگان پا به میدان گذاشته است که آخوندها تا کنون با آن روبرو نبوده اند و روش کنترل آن را نمی دانند.

دور سپسین (بعدی) تظاهرات به احتمال بسیار در دور دوم ریاست جمهوری ترامپ خواهد بود. با توجه به آنچه که در پیش گفته شد، این تظاهرات می توانند نقش مهم و سرنوشت سازی را بازی کنند و زمینه را برای یک تغییر بنیادین در ایران هموار سازند.

اهورامزدا ایرانزمین را از دروغ، دشمن و خشکسالی نگاه دارد!
_____________________________


____________________________________________________

Ākhundhā va eeterāzāte Ābān 98

Eetrāzāte khunine Ābān 98


Negāhi be ruydādhāye akhire keshvar va bāzbiniye eeterāzāte khunine mellat be gerān shodane benzin, neshān midahad ke sāzmānhāye amniyatiye Hokumate Eslāmi ehtemāle in eeterāzāt rā midādeand va barāye ruyāruyi bā ān niz kamābish āmāde budeand. Hattā be nazar miresad ke nahādhāyi az hokumat dar be rāh andākhtane nāārāmihā va beviĵe ātash zadane bānkhā dast dāshteand va barāye hedāyat va modiriyate ān az pish barnāmerizi karde budand. Agar in ehtemāl dorost bāshad, āngāh in porsesh pish miāyad ke cherā hokumat mikhāste in eeterāzāt rā rāh biandāzad va cherā aknun?

Barāye pāsokh dādan be in porsesh bāyad be eeterāzāte sālhāye gozashte negāh andākht va nahveye ruyāruyiye hokumat bā ānhā rā did. Afzun bar ān bāyad vākoneshe Gharb dar in rābete rā zire zarrebin gozāsht va bā deqqate lāzem va kāfi be ān negarist.

Digar kamtar kasi ast ke nadānad Gharb dar be vojud āmadane Hokumate Eslāmi va qodrat gereftane rouhāniyate Shiye dar Irān naqshi mohem va keldi rā bāzi karde ast. Touzihe in ke cherā Gharb khāhāne in kār bude, forsate digari rā mitalabad vali kutāhe sokhan in ast Gharb (be dorost va yā be nādorost) bar in bāvar ast ke yek Irāne yekpārche va pishrafte, mitavānad be tahdidi barāye manāfeye rāhbordiye ānhā dar Mantaqe tabdil shavad. Barāye pishgiri az ān niz, ānhā daryāfteand ke yek hokumate gheyre melli va dini ke betavānad manāfeye melli rā qorbāniye manāfeye dini konad, behtarin rāhehal ast.

Gharb (Urupā va Āmrikā tā pish az āmadane Trump) az yek su namikhāhad ke Hokumate Eslāmi bar moshkelātash piruz shavad va be hamin dalil niz har gāh lāzem mibinad ān rā be raveshhāye gunāgun zire feshār migozārad tā ān rā zayif va nātavān negāh dārad. Vali az suye digra ham namikhāhad ke in hokumat sarnegun shavad va rāh rā barāye yek taghyire bonyādin dar Irān bāz namāyad.

Gharb bā hameye shoārhāye demokrāsi khāhāne va mokhālefathāye zāheriash bā Hokumate Eslāmi, ān rā bar digar ashkāle hokumat dar Irān tarjih midahad. Darvāqe Gharb khāhāne yek hokumate diniye nābesāmān va nātavān dar Irān ast ke be āsāni qābele kontorol bāshad. In siāsat rā ānhā tavānesytand dar chehel sāle gozashte edāme dahand va Hokumate Eslāmi rā dar Irān sarepā negāh dārand. Hameye siāsathāye Ghrb dar rābete bā Irān bar pāyeye hamin asl gozāshte shode ast.

In ravand hamchonān edāme dāsht tā in ke Trump be riāsate jomhuri resid. Siāsat va raveshhāye Trump ān andāze bā roasāye pishine Āmrikā tafāvot dārad ke be āsāni mishavad az yek enqelābe khāmush sokhan be miān āvard. In tafāvot rā behtar az har jāye digar, dar taghyire siāsate Āmrikā nesbat be Hokumate Eslāmi va tarze dide Trump nesbat be ākhundhāye hākem bar Irān mitavān did.

Trump barkhalāfe Urupāyihā bar in bāvar ast ke yek Irāne modern va pishrafte ham be sude Āmrikāst va ham shāyestegiye mellate Irān rā dārad. U be roushani ākhundhā rā dozdhāyi khatāb mikonad ke az dārāyihāye Irān midozdand va kharje trroristhāye Lobnāni va Felestini mikonand. U barkhalāfe Macron va Merkel na tanhā tamāyoli bar edāmeye Hokumate Eslāmi dar Irān nadārad, balke ān rā barzedde manāfeye Āmrikā va mellate Irān niz mi dānad.

Ākhundhāye hākem bar Irān niz be khubi in taghyir rā daryāfteand va pey bordeand ke tahdidhāye Trump barkhalāfe amsāle Obama va Clinton, yek khatare jeddi ast. Ākhundhā dar zemn daryāfteand ke vākoneshe Trump nesbat be eeterāzāte mellate Irān besyār motafāvet khāhad bud.

Az suye digar midānim ke jonbeshhā omuman hālate sikli dārand. Be in maani ke feshāre nāshi az moshkelāt dar gozare zamān bālā miravad va dar dele mellat anbāshte mishavad tā be noqteye enfejār beresad. Sepas in feshār, che jonbesh be hadaf beresad va che sarkub shavad, ru be pāyin migozārad va az ān kāste mishavad.
In viĵegi rā dar bishtare jonbeshhā che dar gozashte va che hamaknun mitavān moshāhede nemud. Jonbeshe mellate Irān dar sālhāye 88 va 96 va edāmeye ān dar sāle 98 nemuneyi az ān ast. Barkhi bar in bāvarand ke bā shenākhte daqiqe jonbesh va be kārgiriye raveshhāye motanāseb bā ān mitavān tā āndāzeyi in sikl rā modiriyat kard va az qodrate ān kāst.

Be nazar miresad ke ākhundhāye hākem bar Irān bar in bāvar budeand ke eeterāzāt, dir yā zud khāhand āmad va mikhāsteand ke ān rā modiriyat konand. Ānhā zamāne konuni rā behtarin forsat barāye anjāme in kār be shoāmr āvarde budand. Beviĵe in ke Trump khod hamaknun zire feshār qarār dārad va be dalile entekhābāte āyande niz namitavānadriske chandāni be kharj dahad.
Barāye ākhundhā roushan shode bud ke hazineye eeterāzāt dar sharāyete konuni bārhā saboktar az tazāhorāt dar doure dowome riāsate jomhuriye Trump khāhad bud. Be hamin dalil niz bedune parvā bahāye benzin rā bālā bordand va dāneste zamineye nākhorsandiye mellat rā hamvār kardand. In ke niruhāye amniyati injā o ānjā dar ātash zadane bānkhā va ijāde dargiri faāl budeand, az ruye bibarnāmegi nabude, balke hame az pish barnāmerizi shode budand.

Ākhundhā bā in kār mikhāstand ke (bakhshi az) feshāre anbāshte shode dar mellat rā khāli konand va bā modiriyate eeterāzāt noqteye ouje sikl rā yeki do sāl be pish bekeshand.

Ānhā hesābe hameye jāye kār rā karde budand. Tanhā irāde kār in bud ke ānhā hichgāh namipendāshtand va pishbini nakarde budand ke mellate jān be lab reside in gune biparvā va bedune tars khatar rā be jān bekharad va be khoshunathāye ānhā pāsokh guyad. Ākhundhā namidānestand ke bā guneye digari az eeterāzāt ruberu khāhand shod. Dalile teedāde bālāye koshte shodegān dar eeterāzāte akhir niz dar hamin nokte nohofte ast.

Vāqeiyat in ast ke nasl va guneye digari az eeterāz konandegān pā be meydān gozāshte ast ke ākhundhā tā konun bā ān ruberu nabudeand va raveshe kontrole ān rā namidānand.

Doure sepasine (baadiye) tazāhorāt be ehtemāle besyār dar doure dowome riāsate jomhuriye Trumpkhāhad bud. Dar in surat, bā tavajjoh be ānche ke dar pish gofte shod, in tazāhorāt mitavānand naqshe mohem va sarneveshtsāzi rā bāzi konand va zamine rā barāye yek taghyire bonyādin dar Irān hamvār sāzand.


Ahurāmazdā Irānzamin rā az dorugh, doshman va khoshksāli negāh dārad!


____________________________________

۱۳۹۸ شهریور ۴, دوشنبه

در خاور میانه چه می گذرد؟

آیا اختلاف میان آمریکا و فرانسه به سود ملت ایران می انجامد؟

آنچه که هم اکنون در منطقه خاور میانه می گذرد بخشی از تغییرات گسترده ای است که پس از برگزیده شدن ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا، در سیاست خارجی این کشور رخ داده است.

اگر کمی به رویداهای پیشین در منطقه و بویژه انقلاب ۵۷ در ایران نگاه بیاندازیم در می یابیم که چرا این منطقه دستخوش رویدادهایی است که هم اکنون شاهد آن هستیم.

واقعیت این است که انقلاب ۵۷ و برنامه به قدرت رساندن روحانیت شیعه در ایران را فرانسه پایه گذاری کرد. ایده این انقلاب در اندیشکده های فرانسه شکل گرفت و زمینه چینی این انقلاب ویران کننده را فرانسه انجام داد. دیگر تردیدی به جا نمانده است که درباریان، وزرا و وکلای فرانکوفیل ایرانی (که بیشتر آنها تحصیل کرده فرانسه بودند) نقش بسزایی در شکل گیری و گسترش این رویداد مهم تاریخی در ایران بازی کردند.

فرانسه با نفوذ در همه زمینه های قدرت (حکومت) در ایران پیش از انقلاب، از یک سو مستقیم و غیر مستقیم در هدایت سیاست های کشور نقش بازی می کرد و از سوی دیگر با نفوذ و جذابیتی که در گروههای مخالف شاه داشت، توانست انقلاب را گام به گام به پیش ببرد و عملا کنترل آن را در دست بگیرد.

این فرانسه بود که در حساس ترین بخش از انقلاب، خمینی را به نوفل لوشاتو آورد و زیر بال خود گرفت و در واقع با تضمین کردن امنیت او و یارانش، زمینه ای را فراهم آورد تا خمینی به رسانه های بزرگ و فراگیر دنیا دست بیابد و از آنها به عنوان بلندگویی برای پیشبرد انقلاب ویران کننده خود بهره برداری کند.

این فرانسه بود که سبب شد تا فرانکوفیل های دارای قدرت در دربار مانند فرح دیبا و دیگران، شاه را تشویق به ترک ایران کنند و با این کار عملا میدان را برای خمینی و یارانش خالی بگذارند.

این فرانسه بود که سبب شد تا فرانکوفیل شاپور بختیار، با اعتمادی که به سیاستمداران فرانسوی و پیامهای چپ و راست آنها داشت، نه تنها از ورود خمینی به کشور پیشگیری نکند، که درواقع زمینه آن را نیز فراهم آورد.

این فرانسه بود که خمینی را سوار بر ایرفرانس کرد و به ایران آورد و به جان ملت ایران انداخت. سپس نیز با دمیدن در بوق وکرنا، پرواز او به ایران را به یک پیروزی بزرگ برای آخوندها تبدیل نمود. آن فرتور مشهوری که مهماندار فرانسوی (که درواقع مامور اطلاعاتی فرانسه بود) را با اقتدار در حال یاری کردن خمینی گجستک به هنگام پایین آمدن از پلکان هواپیما نشان می داد را فرانسوی ها، برابر با برنامه ای که از پیش تعیین کرده بودند به پیش برده و آن را در رسانه های دنیا پخش نمودند و بدین وسیله نه تنها از لحاظ روانی به خمینی اعتبار بیشتری دادند بلکه در واقع دولت وقت ایران را نادیده گرفته و غیرمستقیم اعلام کردند که می خواهند از خمینی و ایده های ویرانگر او پشتیبانی نمایند.

این فرانسه بود که با تلاش های خستگی ناپذیر خود توانست دیگر کشورهای غربی را متقاعد کنند که حکومت شاه دارد به تهدیدی برای منافع غرب تبدیل می شود و سرنگونی او، بهترین راه حل و به سود همه است.

فرانسه توانست با تاثیر گذاشتن بر دیگر کشورهای مهم غربی، آنها را با خود همراه کند. بویژه جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا که آدمی ضعیف و بی تجربه بود تحت تاثیر فرانسه قرار گرفت و با سر دادن شعارهایی مانند حقوق بشر عملا شاه را زیر فشار گذاشت و سبب شد تا آتش شورش و آشوبهای انقلاب در ایران بالا بگیرد. همکاری های آلمان و انگلستان، از جمله تبدیل شدن رادیو بی بی سی به کانون سخن پراکنی خمینی را نیز، باید در همین چارچوب نگریست.

فرانسه از انقلاب ۵۷ در ایران بیش از هر کشور دیگری سود برد. هیچ کدام از سیاستهای حکومت اسلامی از همان آغاز تشکیل تاکنون را نمی توانید پیدا کنید که به زیان فرانسه پایان یافته باشد، حتی اگر در ظاهر نیز چنین به نظر بیایند.

پس از انقلاب ویرانگر ۵۷ نفوذ فرانسه در ایران نه تنها کمتر نشد که حتی گسترش بیشتری نیز یافت و بر دامنه آن نیز افزوده گشت. کانون های نفوذ این کشور توانستند با ایجاد روابط پیچیده و مهار کننده خود همانند گذشته بر سیاست های خارجی و داخلی ایران تاثیر بگذارند و از آن برای پیشبرد منافع راهبردی خود بهره برداری کنند. بیشتر دست درکاران حکومت اسلامی، از وکیل و سفیر گرفته تا وزیر و رئیس جمهور، از ابوالحسن بنی صدر گرفته تا حسن روحانی، تحت تاثیر مستقیم و غیر مستقیم فرانسه بوده اند و شماری از آنها از جمله فرانکوفیل های پیدا و پنهانی بوده اند که خواسته و ناخواسته در جهت منافع فرانسه گام برداشته اند.

کوتاه سخن این که فرانسه، چه پیش و چه پس از انقلاب ۵۷ نقش مهمی را در تغییر و تحولات ایران بازی کرده است و به هیچ روی نمی توان تاثیر سیاست های این کشور در ایجاد نابسامانی های کنونی در ایران را نادیده گرفت.

در این میان نقش آمریکا درخور توجه بسزایی است. روسای جمهور آمریکا، از کارتر گرفته تا اوباما نقش فرانسه در ایران را کمابیش پذیرفته و خواسته یا ناخواسته با آن به عنوان یک واقعیت موجود، کنار آمده بودند و از خود تمایلی برای تغییر در آن نشان نمی دادند.

تا این که ترامپ آمد... با آمدن ترامپ، همه چیز دگرگون شد.

ترامپ برخلاف روسای جمهور پیشین نمی خواهد چشم بسته نقش فرانسه در ایران را بپذیرد. او سیاستهای فرانسه در ایران را برخلاف منافع ملی آمریکا می داند و در صدد است تا آن را تغییر دهد. آمریکا دیگر نمی خواهد که در مورد ایران پیوسته هزینه بپردازد و به هنگام بهره برداری کشور دیگری (فرانسه) سود آن را ببرد. ترامپ بر این باور است که یک حکومت غیر دینی و مدرن در ایران هم به سود آمریکاست و هم شایستگی بیشتری برای حکومت کردن بر کشور و ملت ایران دارد.

از سوی دیگر فرانسه می کوشد تا روند کنونی را ادامه دهد و همچنان گذشته نقش خود را در ایران بازی کند. حتی اگر این کار به بهای ویرانی هرچه بیشتر ایران و سیاهروزی هرچه بیشتر ملت ایران بیانجامد.

تردیدی نیست که عوامل دیگری از جمله سیاستهای روسیه، انگلستان، چین و ... در تحولات منطقه نقش دارند ولی آنچه که هم اکنون در خاور میانه و بویژه در ایران می گذرد، همه حول همین محور می چرخند و سرانجام به همین کشمکش بر می گردند.

در این میان نقش ملت ایران است که باید میان این دو، یکی را برگزیند و ببیند منافع ملی خود به سیاست کدام کشور نزدیکتر است و در چارچوب کدام سیاست است که می تواند پیشرفت، آزادی و دمکراسی نسبی را برای نسل کنونی و نسل آینده کشور تامین نماید.

این که زدوبندهای پشت پرده، اوضاع را به کدام سو ببرند چندان پیدا نیست. پیدا هم نیست که آمریکای پاتریوت تا به کجا می تواند با منافع ملی ایرانیان همراه باشد. چندان پیدا نیست. ولی آنچه پیداست این است که سیاستهای فرانسه گلوبالیست در مورد ایران، تا کنون بر ضد منافع ملی ایران و ایرانیان بوده است.

اهورامزدا ایرانزمین را از دروغ، دشمن و خشکسالی نگاه دارد!
_____________________________


____________________________________________________

Dar Khāvare Miāne che migozarad?

Āyā ekhtelāf miāne Āmrikā va Farānse be sude
mellate Irān mianjāmad?


Ānche ke hamaknun dar mantaqeye Khāvare Miāne migozarad, bakhshi az taghyirāte gostardeyi ast ke pas az bargozide shodane Trump be riāsate jomhuriye Āmrikā, dar siāsate khārejiye in keshvar rokh dāde ast.

Agar kami be ruydādhāye pishin dar mantaqe va beviĵe Enqelābe 57 da Irān negāh biandāzim, darmiyābim ke cherā in mantaqe dastkhoshe ruydādhāyi ast ke hamaknun shāhed ān hastim.

Vāqeiyat in ast ke Enqelābe 57 va barnāmeye be qodrat resāndane rouhāniyate Shiye dar Irān ra Farānse pāyegozāri kard. Ideye in enqelāb dar andishekadehāye Farānse shekl gereft va zaminechiniye in enqelābe virān konande rā farānse anjām dād. Digar tardidi be jā namānde ast ke darbāriān, vozarā va vokalāye frānkofile Irāni (ke bishtare ānhā tahsilkardeye Farānse budand) naqshe besazāyi dar sheklgiri va gostareshe in ruydāde mohemme tārikhi dar Irān bāzi kardand.

Farānse bā nofuz dar hameye zaminehāye qodrat (hokumat) dar Irāne pish az Enqelāb, az yek su mostaqim va gheyre mostaqim dar hedāyate siāsathāye keshvar naqsh bāzi mikard va az suye digar bā nofuz va jazzābiyati ke dar goruhhaye mokhālefe Shāh dāsht, tavānest Enqelāb rā gām be gām be pish borde va amalan kontorole ān rā dar dast begirad.

In Farānse bud ke dar hassāstarin bakhsh az enqelāb, Khomeyni rā be Neauphle-le-Château āvard va zire bāle khod gereft va dar vāqe bā tazmin kardane amniyate u va yārānash, zamineyi rā farāham āvard tā Khomeyni be resānehāye bozorg va farāgire donyā dast biābad va az ānhā be onvāne bolandguyi barāye pishborde enqelābe virān konandeye khod bahrebardāri konad.

In Farānse bud ke sabab shod tā frānkofilhāye dārāye qodrat dar darbār mānande Farah Dibā va digarān, Shāh rā tashviq be tarke Irān konand vā bā in kār amalan meydān rā barāye Khomeyni va yārānash khāli begozārand.

In Farānse bud ke sabab shod tā frānkofil Shāpur Bakhtiār, bā eetemādi ke be siāsatmadārāne Farānsavi va payāmhāye chap o rāste ānhā dāsht, na tanhā az vorude Khomeyni be keshvar pishgiri nakonad , ke dar vāqe zamineye ān rā niz farāham āvarad.

In Farānse bud ke Khomeyni rā savār bar Air France kard va be Irān āvard va be jāne mellate Irān andākht. Sepas niz bā damidane dar buq o karnā, parvāze u be Irān rā be yek piruziye bozorg barāye ākhundhā tabdil nemud. Ān farture mashhuri ke mehmāndāre Farānsavi (ke dar vāqe maamure ettelāātiye Farānse bud) rā bā eqtedār dar hāle yāri kardane Khomeyniye gojastak be hangāme pāyin āmadan az pellekāne havāpeymā neshān midād, rā Farānsavihā barābar bā barnāmeyi ke az pish tayin karde budand be pish borde va ān rā dar resānehāye donyā pakhsh nemudand va bedin vasile na tanhā az lahāze ravāni ba Khomeyni eetebāre bishtari dādand balke dar vāqe doulate vaqte Irān rā nādide gerefte va gheyre mostaqim eelām kardand ke mikhāhand az Khomeyni va idehāye virāngare u poshtibāni nemāyand. In Farānse bud ke bā talāshhāye khastegi nāpazire khod tavānest digar keshvarhāye Gharbi rā motaqāed konad ke hokumate Shāh dārad be tahdidi barāye manāfeye Gharb tabdil mishavad va sarneguniye u, behtarin rāhe hal va be sude hame ast.

Farānse tavānest bā taasir gozāshtan bar digar keshvarhāye mohemme Gharbi, ānhā rā bā khod hamrāh konad. Beviĵe Jimmy Carter, raisjomhure vaqte Āmrikā ke ādami zayif va bitajrobe bud tahte taasire Farānse qarār gereft va bā sar dādane shoārhāyi mānande hoquqe bashar, amalan Shāh rā zire feshār gozāsht tā ātashe shuresh va āshubhāye enqelāb dar Irān bālā begirad. Hamkārihāye Ālmān va Engelestān, az jomle tabdil shodane Rādio BBC be kānune sokhan parākaniye Khomeyni rā niz bāyad dar hamin chārchub negarist.

Farānse az Enqelābe 57 dar Irān bish az har keshvare digari sud bord. Hich kodām az siāsathāye Hokumate Eslāmi az hamān āghāze tashkil tā konun rā namitavānid peydā konid ke be ziāne Farānse pāyān yāfte bāshad, hattā agar dar zāher niz chonin be nazar biāyand.

Pas az Enqelābe virāngare 57, nofuze Farānse dar Irān na tanhā kamtar nashod ke haatā gostareshe bishtari niz yāft va bar dāmaneye ān niz afzude gasht. Kānunhāye nofuze in keshvar tavānestand bā ijāde ravābete pichide va mahār konandeye khod, hamānande gozashte bar siāsathāye khāreji va dākheliye Irān taasir begozārand va az ān barāye pishborde manāfeye rāhbordiye khod bahrebardāri konand. Bishtare dastdarkārāne Hokumate Eslāmi, az vakil o safir gerefte tā vazir o rayisjomhur, az Abolhasan Banisadr gerefte tā Hasan Rouhāni, tahte taasire mostaqim va gheyre mostaqime Farānse budeand va shomāri az ānhā az jomle frānkofilhāye peydā o penhāni budeand ke khāste va nākhāste dar jahate manāfeye Farānse gām bardāshteand.

Kutāhe sokhan in ke Farānse, che pish va che pas az Enqelābe 57 naqshe mohemmi rā dar taghyir o tahawolāte Irān bāzi karde ast va be hich ruy namitavān taasire siāsathāye in keshvar dar ijāde nābesāmānihāye konuni dar Irān rā nādide gereft.

Dar in miān naqshe Āmrikā darkhore tavajjohe besazāyi ast. Roasāye jomhure Āmrikā, az Carter gerefte tā Obāmā, naqshe Farānse dar Irān rā kamābish pazirofte va khāste yā nākhāste bā ān be onvāne yek vāqeiyate moujud, kenār āmade budand va az khod tamāyoli barāye taghyire dar ān neshān namidādand.

Tā in ke Trump āmad… Bā āmadane Trump hame chiz degargun shod.

Trump bar khalāfe roasāye jomhure pishin namikhāhad chashm baste naqshe Farānse dar Irān rā bepazirad. U siāsathāye Farānse dar Irān rā bar khalāfe manāfeye melliye Āmrikā midānad va dar sadad ast tā ān rā taghyir dahad. Āmrikā digar namikhāhad ke dar mourede Irān peyvaste hazine bepardāzad va be hamgāme bahrebardāri keshvare digari (Farānse) sude ān rā bebarad. Trump bar in bāvar ast ke yek hokumate gheyre dini va modern dar Irān ham be sude Āmrikāst va ham shāyestegiye bishtari barāye hokumat kardan bar keshvar va mellate Irān dārad.

Az suye digar Farānse mikushad tā ravande konuni rā edāme dahad va hamchonān gozashte naqshe khod rā dar Irān bāzi konad. Hattā agar in kār be bahāye virāniye harche bishtare Irān va siāhruziye harche bishtare mellate Irān bianjāmad.

Tardidi nist ke avāmele digari az jomle siāsathāye Russiye, Engelestān, Chin va … dar tahawolāte Mantaqe naqsh bāzi mikonand, vali ānche ke hamaknun dar Khāvare Miāne va beviĵe dar Irān migozarad, hame houle hamin mehvar micharkhand va saranjām be hamin keshmakesh barmigardand.

Dar in miān naqshe mellate Irān ast ke bāyad miāne in do, yeki rā bargozinad va bebinad manāfeye melliye khod be siāsate kodām keshvar nazdiktar ast va dar chārchube kodām siāsat ast ke mitavānad pishraft, āzādi va demokrāsiye nesbi rā barāye nasle konuni va nasle āyandeye keshvar taamin namāyad.

In ke zad o bandhāye poshte parde, ouzā rā be kodām su bebarand chandān peydā nist. Peydā ham nist ke Āmrikāye pātriot tā be kojā mitavānad bā manāfeye melliye Irāniān hamrāh bāshad. Vali ānche ke peydāst in ast ke siāsathāye Farānseye globālist dar mourede Irān, tā konun bar zedde manāfeye melliye Irān va Irāniān bude ast.


Ahurāmazdā Irānzamin rā az dorugh, doshman va khoshksāli negāh dārad!


____________________________________

۱۳۹۸ خرداد ۲۶, یکشنبه

دریای عمان و نه خلیج عمان

دریای عمان

واژه "خلیج" را برای دریای عمان به کار نبریم! این ترفند تازه تازی ها (عربها) برای تغییر نام شاخاب پارس (خلیج فارس) است. اکنون که همه تلاش آنها برای نامگذاری "خلیج ع ر ب ی " به شکست رسیده است، دست به این دسیسه و ترفند تازه زده اند.

آن بخش از آب که در جنوب ایران و در شمال عمان قرار دارد خلیج (شاخاب) نیست! شاخاب یا همان خلیج به پیشرفتگی آب در خشکی گفته می شود. اگر واژه خلیج را برای دریای عمان به کار ببریم، به این معنی است که پذیرفته ایم این پیشرفتگی آب از گواتر گرفته تا بندر بصره "خلیج عمان" است! و نام شاخاب پارس (خلیج فارس) خودبخود تحت الشعاع نام ساختگی "خلیج عمان" قرار خواهد گرفت و حتی ممکن است با گذر زمان دیگر حتی نامی از شاخاب پارس برده نشود. و این درست همانی است که تازی ها سالهاست بر روی آن کار می کنند و میلیونها دلار هزینه آن کرده اند. بیهوده و بی جهت نیست که به یکباره این نام ساختگی در روزنامه ها و سایتهای عربی و غربی به کار برده می شود.

در ضمن واژه "خلیج" در این بخش از جغرافیا، در هر قالبی هم که به کار گرفته شود، همیشه شاخاب پارس (خلیج فارس) را در ذهن تداعی می کند، حتی اگر این واژه در نامهایی مانند "شورای همکاری خلیج" به کار برده شود. با به کار بردن واژه خلیج برای دریای عمان، این تداعی ناخودآگاه دیگر از میان می رود. و این درست همانی است که تازی ها (عربها) می خواهند. آنها با خود می گویند اکنون که نامگذاری شاخاب پارس به "خلیج ع ر ب ی " راه به جایی نبرد، می توانیم "خلیج عمان" را آزمایش کنیم!

هم میهنان گرامی،
در پشت نام "خلیج عمان" دسیسه تازه تازی ها نهفته است. بهوش باشیم در این دام نیفتیم. از به کار بردن واژه "خلیج" برای دریای عمان خودداری کنیم! دریای عمان و نه خلیج عمان!

اهورامزدا ایرانزمین را از دروغ، دشمن و خشکسالی نگاه دارد!
_____________________________


____________________________________________________

Daryāye Omān va na Khalije Omān!

Daryāye Omān


Vāĵeye “khalij” rā barāye Daryāye Oāmn be kār nabarim! In tarfande tāzeye tāzihā (Arabhā) barāye taghyire nāme Shākhābe Pārs (Khalije Fārs) ast. Aknun ke hameye talāshe ānhā barāye nāmgozāriye “Khalije A r a b i” be shekast reside ast, dast be in dasise va tarfande tāze zadeand.

Ān bakhsh az āb ke dar jonube Irān va shemāle Omān qarār dārad , khalij (shākhāb) nist! Shākhāb yā hamān khalij be pishraftegiye āb dar khoshki gofte mishavad. Agar vāĵeye khalij rā barāye Daryāye Omān be kār bebarim, be in maani ast ke pazirofteim in pishraftegiye āb az Govātr gerefte tā Bandare Basre “Khalije Omān” ast! Va nāme Shākhābe Pārs (Khalije Fārs) khodbekhod tatoshoāye nāme sākhtegiye “Khalije Omān” qarār khāhad gereft va hattā momken ast bā gozare zamān digar hattā nāmi az Shākhābe Pārs borde nashavad. Va in dorost hamāni ast ke Tāzihā sālhāst bar ruye ān kār mikonand va milionhā dolār hazineye ān kardeand. Bihude va bijahat nist ke bh yekbāre in nāme sākhtegi dar ruznāmehā va sāythāye Arabi va Gharbi be kār borde mishavad.

Dar zemn vāĵeye “khalij” dar in bakhsh az joghrāfiā, dar har qālebi ham ke be kār gerefte shavad, hamishe “Shākhābe Pārs” rā dar zehn tadāyi mikonad, hattā agar in vāĵe dar nāmhāyi mānande “Shourāye Hamkāriye Khalij” be kār borde shavad. Bā be kār bordane vāĵeye khalij barāye Daryāye Omān, in tadāyiye nākhodāgāh digar az miān miravad. Va in dorost hamāni ast ke tāzihā (Arabhā) mikhāhand. Ānhā bā khod miguyand aknun ke nāmgozāriye Shākhābe Pārs be “Khalije A r a b i” rāh be jāyi nabord, mitavānim “Khalije Omān” rā āzmāyesh konim!

Hammihanāne gerāmi,
Dar poshte “Khalije Omān” dasiseye tāzeye Tāzihā nohofte ast. Behush bāshim dar iun dām nayoftim! Az be kār bordane vāĵeye “khalij” barāye Daryaye Omān khoddāri konim! Daryāye Omān va na Khalije Omān!


Ahurāmazdā Irānzamin rā az dorugh, doshman va khoshksāli negāh dārad!


____________________________________

۱۳۹۷ اسفند ۲۹, چهارشنبه

نوروزتان خجسته باد

نوروز خجسته باد!

به امید روزی که سیاهی و تاریکی از میهن مان رخت بربسته و به جای آن روشنایی و نور نشسته باشد.

بیایید امیدمان را از دست ندهیم، زیرا که تاریکی رفتنی است و خورشید مهر، سرانجام روزی سر برون خواهد آورد!

سرانجام روزی خواهد رسید که ایرانیان از دست تاریک اندیشان ضدایرانی رهایی یافته باشند و شادی و روشنایی بر میهنمان پرتو افکنده باشد.

نوروز را به همه هم میهنان و همزبانان گرامی شادباش می گویم.

اهورامزدا ایرانزمین را از دروغ، دشمن و خشکسالی نگاه دارد!
_____________________________


____________________________________________________

Nouruzetān khojaste bād!

Nouruz khojaste bād


Be omide ruzi ke siāhi va tāriki az mihanemān rakht barbaste va be jāye ān, roushanāyi o nur neshaste bāshad.

Biāyid omidmān rā az dast nadahim, zirā ke tāriki raftani ast va khorshide mehr, saranjām ruzi sar brun khāhad āvard!

Saranjām ruzi khāhad resid ke Irāniān az dast tārikandishāne zedde Irāni rahāyi yāfte bāshand va shādi o roushanāyi bar mihanemān partou afkande bāshad.

Nouruz rā be hameye hammihanān va hamzabānāne gerāmi shādbāsh miguyam.


Ahurāmazdā Irānzamin rā az dorugh, doshman va khoshksāli negāh dārad!


____________________________________

۱۳۹۶ اسفند ۲۷, یکشنبه

بازداشت مشایی و وظیفه ملی گرایان


مشایی، احمدی نژاد، بقایی
مشایی شب پیش از دستگیریش دوباره به خواندن قران پرداخت
در حالی که ملت دیگر تاب شنیدن آیات قران را ندارد

اسفندیار رحیم مشایی در روز ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ توسط زورگویان و عمله های برادران فاسد و رانتخوار لاریجانی بازداشت شده است. هنوز دلیل این کار را اعلام نکرده اند ولی بدون تردید با مخالفت و افشاگری های اخیر احمدی نژاد و یارانش در پیوند است.

چند روز پیش از آن نیز بقایی، یکی دیگر از یاران احمدی نژاد دستگیر و روانه زندان شده بود. به نظر می رسد که خامنه ای و باند دزدان گرد آمده در لانه فساد و تباهی موسوم به "بیت رهبری" فضا را برای خفه کردن احمدی نژاد و یارانش مناسب دیده اند.

پرسش این است که با شرایط پیش آمده چگونه باید برخورد کرد و وظیفه ما به عنوان یک میهن پرست در این شرایط چیست؟

پیش از هر چیز باید اشاره کرد که رویدادهای کنونی نشان از تغییرات بزرگی می دهند که در آینده نزدیک به سراغ میهنمان خواهند آمد. لازم است بدون جوگیر شدن شرایط کنونی و رویدادهای آن را آن گونه که هست ببینیم، با بکارگیری خرد آنها را تجزیه و تحلیل کنیم و برپایه آن وظایف خود را به عنوان یک میهن پرست و ناسیونالیست تعیین نماییم.

ناگفته پیداست که توجه به واکنش ملت و شیوه برخورد مردم کوچه و بازار به این اخبار و رویدادها از اهمیت بسیاری برخوردار است و می تواند ما را در شناخت و تحلیل مسایل کنونی یاری کند.

با این که بسیاری از مردم بویژه شهروندان فرودست از حاکمیت کشور بیزارند و بخشی از آنها از گروه احمدی نژاد در برابر آخوندها پشتیبانی می کنند، با این وجود بخش دیگری بویژه در طبقات میانی جامعه واکنش کمتری نسبت به آن نشان می دهند و حتی برخی به آسانی از کنار آن می گذرند. دلیل اصلی آن هم به احمدی نژاد و یارانش بر می گردد.

واقعیت این است که ملت ایران از آخوندها بیزارند و به آنها به چشم کسانی می نگرند که با بهره برداری از باورهای دینی مردم، بر گرده آنها سوار شده، آنها را به سیاهروزی و بدبختی انداخته و کشور را به پرتگاه فروپاشی کشانده اند. بیهوده نیست که ملت از هر چه بوی اسلام و آخوند می دهد متبفرند و از آن فاصله می گیرند.

در چنین شرایطی احمدی نژاد و یارانش همچنان بر وجه دینی پیامشان پافشاری می کنند و از آن زاویه با ملت سخن می گویند. مشایی در سخنان شب پیش از دستگیریش هنوز آیه قران می خواند و مانند نخبگان چهل سال پیش راه حل مشکلات را در آموزه های دینی می جوید. آخر اگر به قران خواندن بود که آخوندها بسیار بهتر از انها می خوانند. یکی از دلایلی که سبب شده است ملت نسبت به ستمی که به گروه احمدی نژاد می شود واکنش درخور را ندهند، همین بلغور کردن های دینی است.

ملت احمدی نژاد را به این دلیل پشتیبانی می کرد که نه تنها در برابر آخوندها می ایستاد، بلکه با سخن گفتن از اندیشه های ملی گرایانه و بزرگداشت ارزش های ملی، از فرهنگ ایرانی در برابر فرهنگ آخوندی دفاع می کرد. آن هم در زمانی که کمتر مسولی در کشور چنین سخنانی را بر زبان می آورد. دلیل اصلی پشتیبانی ملت در همین جنبه ملی گرایانه سخنان احمدی نژاد و یارانش بود.

ولی از آن زمان تا کنون تغییرات بسیاری رخ داده و معادلات بسیاری به هم خورده است. ملت اکنون آشکارا آخوندها و در بالای آن علی خامنه ای را فریاد می زنند و مسئول نابسامانی های کشور می دانند. ملت با تظاهرات خود خواب را بر آخوندها و اسلام عزیزشان آشفته کرده اند. آنگاه در چنین شرایطی مشایی هنوز به خواندن آیه می پردازد و احمدی نژاد همچنان دم از آمدن امام غائب می زند و نوید می دهد که او می آید و مشکلات را حل می کند. خوب، این را که خمینی هم چهل سال پیش می گفت و نوید می داد. سرانجامش را هم که دیدیم. پیداست که ملت دیگر توجهی به این سخنان نمی کند!

احمدی نژاد و یارانش اگر به راستی میهن دوست هستند و به ارزش های ملی ایران افتخار می کنند، باید بدانند که امروز بهترین فرصت برای ابراز احساسات و اندیشه های ملی گرایانه و میهن پرستانه است. آنها با این کار می توانند پشتیبانی ملت را از خود تضمین کنند. وگرنه گیر کردن در خم اسلام و انتظار امام زمان کشیدن تا بیاید و مشکلات کشور را حل کند، سبب می شود که ملت روزبروز از آنها فاصله بیشتری بگیرد.

البته این در وظیفه ما به عنوان ملی گرا و میهن پرست چیزی را تغییر نمی دهد. برای ما پافشاری بر ارزش های ملی، پراکندن اندیشه های میهن پرستانه، تبلیغ آیین و دین نیاکان، رسوا کردن چهره های میهن فروش و افشای آخوندهای بی وطن به عنوان کارگزاران اسلام سیاسی و عاملان اصلی نابسامانی های کنونی کشور، همچنان وظیفه اصلی است.

برای ملی گرایان و ناسیونالیست ها مهم این است که به ملت نشان دهند تنها میهن پرستی و ملی گرایی می تواند ایران را در شرایط کنونی یکپارچه نگاه دارد و آن را از نابسامانی های کنونی رهایی بخشد. بر ما میهن پرستان لازم است که از همین اکنون بیدارباش دهیم، هر راه حل دیگری که بر پایه منافع ملی نباشد، دیر یا زود به شکست برخواهد خورد و نه تنها ما را به پیشرفت، سربلندی و آزادی نخواهد رساند بلکه کشور را نیز بازیچه دست بیگانگان قرار خواهد داد.

ما میهن پرستان باید بر روی اندیشه های ملی گرایانه خود پافشاری کنیم و آن را به عنوان راه حلی منطقی برای مشکلات و نابسامانی های کنونی کشور به ملت بشناسانیم. چه احمدی نژاد و گروهش در روش خود تجدید نظر کنند و چه نکنند. درواقع پافشاری گروه احمدی نژاد بر جنبه های دینی سبب تضعیف هرچه بیشتر بیشتر آنها خواهد شد.

برای ما اصل، منافع ملی و ارزش های میهن پرستانه است و برپایه آن تعیین می کنیم که از چه گروهی پشتیبانی کنیم و از چه گروه هایی فاصله بگیریم.

ولی این بدین معنی نیست که ما در شرایط کنونی نباید از گروه احمدی نژاد پشتیبانی کنیم. رهاندن کشور از دست آخوندهای فاسد همچنان از اولویت بالاتری برخوردار است و پشتیبانی از گروه احمدی نژاد در شرایط کنونی همچنان می تواند ما را در این راه یاری کند. چیزی که سرانجام در جهت منافع ملی ما است.
ناگفته پیداست که چنین پشتیبانی بی قید و شرط نیست و پیوسته با محک منافع ملی آزمایش و بازبینی می شود.

اهورامزدا ایرانزمین را از دروغ، دشمن و خشکسالی نگاه دارد!
_____________________________


____________________________________________________

Bāzdāshte Mashāyi
va vazifeye melligerāyān

Baqāyi, Ahmadineĵād va Mashāyi
Mashāyi shabe pish az dastgiriash be khāndane Qorān pardākht
Dar hāli ke mellat digar tābe shanidane āyāte Qorān rā nadārad


Esfandiār Rahim Mashāyi dar ruze 26 Espande 1396 tavassote zurguyān va amalehāye barādarāne fāsed va rānkhāre Lārijāni bāzdāsht shode ast. Hanuz dalile in kār rā eelām nakardeand vali bedune tardid bā mikhālefat va efshāgarihāye akhire Ahmadineĵād va yārānash dar peyvand ast.

Chand ruz pish az ān niz Baqāyi, yeki digar az yārāne Ahmadineĵād dastgir va ravāneye zendān shode bud. Be nazar miresad ke Khāmeneyi va bānde dozdāne gerd āmade dar lāneye fesād va tabāhi mousum be “Beyte Rahbari” fazā rā barāye khafe kardane Ahmadineĵād va yārānash monāseb dideand.

Porsesh in ast ke bā sharāyete pish āmade chegune bāyad barkhord kard va vazifeye mā be onvāne yek mihanparast dar in sharāyet chist?

Pish az har chiz bāyad eshāre kard ke ruydādhāye konuni neshān az taghyirāte bozorgi midahand ke dar āyandeye nazdik be sorāghe mihanemān khāhand āmad. Lāzem ast bedune javgir shodan sharāyete konuni va ruydādhāye ān rā, ān gune ke hast bebinim, bā bekārgiriye kherad ānhā rā tajziye o tahlil konim va bar pāyeye ān vazāyefe khod rā be onvāne yek mihanparast va nāsionālist tayin nemāyim.

Nāgofte peydāst ke tavajjoh be vākoneshe mellat va shiveye barkhorde mardome kuche o bāzār be in akhbvār va ruydādhā az ahammiyate besyāri barkhordār ast va mitavānad mā rā dar shenākht va tahlilemasāele konuni yāri konad.



Ahurāmazdā Irānzamin rā az dorugh, doshman va khoshksāli negāh dārad!


____________________________________